حاضرم برات بمیرم

خرید بک لینک
داشت سبد خرید را خالی میکرد

من هم داشتم سالاد درست می کردم

پرسیدم حاضری به خاطر من تاکجاها بری؟ چه کارهایی بکنی؟

یک لحظه مکث کرد

مستقیم تو چشمهام نگاه کرد و گفت

حاضرم برات بمیرم...

نفس ام بند آمد

دخترک ام که همه زندگی من بوده و هست حاضر است برایم بمیرد...

آن لحظه، آن نگاه و آن جمله ، تا آخرین نفس ام ، در قلب ام می ماند و جانم را به آتش می کشد

و در نبودن ام آن حس قشنگ جایی در دنیا ، به شکل گلی زیبا شکوفان خواهد ماند...

تمرین خریت...

ما را در سایت تمرین خریت دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 86 تاريخ: سه شنبه 21 خرداد 1398 ساعت: 2:24

صفحه بندی